تبليغاتX
خاطرات دو عاشق واقعی

تولدت مبارک
تاريخ: یکشنبه 17 آبان1388 ساعت :7:11 بعد از ظهر

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 عاشقانه صادقانه خالصانه و صمیمانه میگویم دوستت دارم

و ۲۴ سالروز شکفته شدن گل وجودت را تبریک میگویم

تولدت مبارک عزیز ترینم

Smileys

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
تاريخ: جمعه 15 آبان1388 ساعت :6:53 بعد از ظهر
سلام به همه دوستای گلم و امیر خوشتیپم

امروز بازم عشقم و دیدم با این تفاوت که پیشاپیش واسه عشقم تولد گرفتم

 و کادو هاشو بهش دادم اخه امیرم دوشنبه سرکاره نمیتونه بیاد پیشم

 واسه همین مجبور شدم کادوشو امروز بدم

اما واسش تو وبلاگ همون تولد خودش ۱۸ هم تولد میگیرم

راستی بچه ها همتون واسه روز دوشنبه به وبلاگمون دعوتید

 قدمتونو بزارید رو چشمامونوخوشحالمون کنید

راستی امروز کتک کاری نکردیم ناراحتم

اخه حالم بد بود سرما خوردام امیرم دلش نیومد بزنه منم دیدم ضایعست چک بزنم

 واسه همین گفتم بزار باهم همین طوری دوست باشیم اما اصلا"کیف نداد

میدونم دلتون میخواد بدونید واسه امیرچی خریدم اما نیمیگم!(خودتون حدس بزنید!)

خدایا شکرت سومین تولد عشقم داره میاد

خدا جونم ممنونم که همچین گلی به من دادی

جقدر خوشحالم خیلی خوشحالم اخه هم عشقمو دیدم هم تولدش۳روز دیگسYah

 پس بچه ها دوشنبه همتون بیایید تولد عشقم خوشحال میشیم نگی نگفتما!Flower

shirin

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
شیرین بی حال
تاريخ: چهارشنبه 13 آبان1388 ساعت :2:50 بعد از ظهر
سلام

حوصله ام سر رفته خسته شدم از بس استراحت کردم 

همش خوابم مثل معتادا شدم

آخه بدجوری سرما خوردم رفتم حمام و اومدم پنجره ی اتاقمو یه نمه باز کردم واسه همین

سرما زد به سرم و تب کردم  رفتم دکتر گفت تب داری؟ گفتم:فکر نکنم

دماسنج و گذاشت دید تبم۳۹ درجه ست 

گفت بیا یه امپول بزنم تا خوب شی!گفتم: نه نه امپول نه!

خندید و گفت چه دختر شجاعی!!!

گفت:باشه بهت یه عالمه قرص میدم

منم گفتم:اقای دکتر هرچقدر دوست داری قرص بده به روی چشمم همشو میخورم...

 خلاصه که الان حالم خیلی بهتره خداروشکر...

شیرینه بی حال

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
تاريخ: یکشنبه 10 آبان1388 ساعت :2:19 بعد از ظهر

زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه


 تحملي که تو دادي ديگه داره تمونم ميشه ، مگه نگفتي همه جا


مال مني تا هميشه ... دلم واست شور ميزنه ، اين دل و بي خبر نذار


 تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار، فکر نکني از راه دور دارم سفارش مي کنم


 به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش مي کنم....


 اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب که صفحه ش قصه چنتا درده و چنتا عذاب


ميگم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن ، نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن


 يه شب تو پاييز که غمت سر به سر دل ميذاره

شیرین 

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
بیوگرافی ما
تاريخ: دوشنبه 4 آبان1388 ساعت :12:17 بعد از ظهر

اسم:شیرین    خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com                                                                                            

سن؟دخملا  سنشو نو نمیگن                                                            

تحصیلات:دانشجو رشته:it

محل تولد:تهران

رنگ مورد علاقه:صورتی

ورزش مورد علاقه:شنا و رقص

غذای مورد علاقه:قیمه و سوسیس(جوجیج)

تفریح:رمان خوندن و فیلم دیدن...(خوابیدن و خوردن) بهاربيست                   www.bahar-20.com

اخلاق: شیطون (در هر جمعی شیطون)

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

اسم:امیرخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

سن؟خانومم میگه نگو...

تحصیلات:مهندس عمران

محل تولد:کرج

رنگ مورد علاقه:سورمه ای,مشکی,ابی

ورزش مورد علاقه:فوتبال,بسکتبال,والیبال,پینگ پنگ,شطرنج ...

تیم مورد علاقه:استقلالتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

غذای مورد علاقه:ماهیبر عکس خانومم که لب به ماهی نمیزنه

تفریح:فعلا تفریحی ندارم

اخلاق: اروم ولی در بعضی جمع ها شیطون و شوخ

 

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
دلم برات تنگ شده
تاريخ: دوشنبه 27 مهر1388 ساعت :9:58 بعد از ظهر
                  
 
دلم برات تنگ شده.....
اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم...
به فاصله ها فكر نميكنم ......
ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....
هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....
رد احساست روي دلم جا مونده ...
ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........
چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......
حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....
ميدوني كه هميشه با مني....
ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....
آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....
براي همينه كه هميشه با مني...
براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...
براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...
آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...
هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....
ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....
دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...
مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...
و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....
اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....
اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...
حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه...
پر از اشكهاي گرم عاشقونه...
  شیرین
 
 
نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
روز خونین
تاريخ: جمعه 17 مهر1388 ساعت :6:16 بعد از ظهر
سلام عزیزم سلام مهربونم سلام عمرم

عشقم امروزم یه روزه خوب و خونین  واسمون بود و باید بنویسمسش که بعد ها بخندیم

خب میخوام از امروز بگمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.comامروز منو و عشقم باهم بودیم و خیلی بهمون خوش گذشت

میخوام راجب خونین بگم که عشقم دستش محکم میخوره تو دماغم و دماغم خون میادخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.com

  اونم چه خونی!!!! مگه بند میومد!اما وقتی قیافه ی امیرم و میدیدم

 که ناراحته و میترسه خندم میگرفت خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.comو منم بهش دل داری میدادم حالا که

 دماغم و زدی خون اومد واسم(...)میخری؟امیرمم میگفته اره اره میخرم فقط تو خوب شو.

بعد یه ربع همین جوری دماغم داشت خون میومد که سرم و گذاشتم روی زانوش خونم میرفت توی

گلوم که سرمو بالا گرفت تا خونش بند بیاد .خودمم داشتم کم کم میترسیدم اما به امیر روحیه میدادم

خلاصه بعد یه ربع بند اومد و امیرم یه اخیش بلند گفت البته لازم به ذکر که این برای بار دومه که

آقای امیر خان دماغ منو شل و پل میکنه خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.comپارسالم یه بار دستش خورد و دماخمم خون اومد

اخه من و امیر وقتی همو میبینیم از شدت دوست داشتن به هم چک میزنیم و که  خیلی دوست دارم

که امروزم اقای امیر میخواست خیلی بهم بفهمونه که دوستم داره نا خود آگاه دست مبارک میخوره به

صورته بنده حقیر البته (ناخود آگاه)خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه که امروزم یه روز خاص بود که من قیافه ی عشقمو ببنیم چقدر نگرانه وقتی من دماغم

خون میومد اما ما همچنان به بازی چک و لقدمون ادامه میدیما

شیرین

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
تو را دوست دارم
تاريخ: سه شنبه 14 مهر1388 ساعت :2:15 بعد از ظهر

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز خلقت تو را دوست دارم 

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم : تو را دوست دارم 

نه خطی ٬ نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهم تو را دوست دارم 

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم 

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم : تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما :

تو را دوست دارم ٬ تو را دوست دارم

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
سخت ترین خداحافظی
تاريخ: جمعه 10 مهر1388 ساعت :9:26 بعد از ظهر
سلام عزیز زندگیم خسته نباشی عزیز دلم

امیر... چی بگیم هان؟ امروز چرا ما این طوری شده بودیم؟ تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چرا موقع خداحافظی انقدر جدا شدنمون سخت بود؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما امروزو باید توی روزهای خوب زندگیمون ثبتش کنیم

امروز منو امیرم از ساعت ۱۱ تا ۶ باهم بودیم و فوتبال استقلال و پیروزی بود

منو امیرم شرط بستیم امیرم میگفت بازی برنده داره

 من میگفتم نه هیچوقت این بازی ها برنده نداره همش مساوی میشه که امیرم هی دقیه ۹۰

میگفت نه تو ۵دقیقه آخر میزنه که بالاخره مساوی شد امیرمم شرط و باخت و امیرم استقلالی خفنه

خلاصه بعدش یه ۲ ساعتی باهم بودیم اما موقع رفتن خیلی بد بود

 همدیگرم سفت بغل کرده بودیم و دیگه از دنیا چیزی نمیخواستیم امیرم میگفت شیرین هیچوقت تنهات

نمیزارم و همیشه کنارتم منم فقط سفت بغلش میکردم تا آرامش بگیرم...

 دیگه قرار شد که تا ۱۰ دقیقه دیگه امیرم بره اخه راهش دوره واسه همین دیرش میشد

خلاصه تو اون ۱۰ دقیقه من فقط بغلش بودم وسرم و گذاشته بودم رو شونش

 امیرم هی میگفت نمیخوام برم ملوس!

منم  اصلا" دوست نداشتم بره که ۱۰ دقیقه تموم شد و امیر گفت بیا ۱ دقیقه دیگه هم تو بغلم باش

گفت بیا باهم بشماریم تا ۶۰ امیرم از یک شروع کردم و منم ادامه باهاش شمردم تا رسیدیم به ۳۰ ثانیه

محکم تر بغل کردیم همدیگرو تا ۴۰ که شموردیم صداهامون میلرزید تا ۶۰شد و دو تایی گریمون گرفت

الانم که دارم مینویسم  بغضم گرفته خلاصه به هر سختی از هم جداشدیم من تا یه جائی باهاش رفتم و

همین جوری تا آخر داشتیم همدیگرو نگاه میکردیم تا اینکه امیرم رفت خونشون...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امیر خودت امروز دیدی که چقدر دوست دارم!منم همین طور واقعا" فهمیدم که چقدر عاشقمی

میدونستما اما دیگه فهمیدم چقدر زیاده...

امیر تا دنیا دنیاس عاشقتم و کنارت میمونم

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
فقط برای تو مینویسم
تاريخ: چهارشنبه 8 مهر1388 ساعت :11:51 قبل از ظهر

فقط برای تو مینویسم

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست

برای تويی كه قلبت پـاك است

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
امیرم رفت سر کار
تاريخ: شنبه 4 مهر1388 ساعت :6:58 بعد از ظهر
سلام مهندسم تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امروز مهندسم برای اولین بار رفت سرکارتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چقدر دلم واسش تنگ شده آخه رفته یه داهاتی نزدیکای قزوین که از اونجا میخوان

یه راه بزنن به قزوین واسه همین اونجا موبایلش آنتن نمیدهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه امروز عشقم اولین تجربش بود که رفت سر کار ایشالله که در تمام مراحل

زندگیمون موفق باشی


از تمام دوستای گلمون عذر خواهی میکنیم که وقتی آپ میکنیم خبر نمیدیم آخه سرعت اینترنتمون

پایینه ایشالله که درستش میکنیم و به همه تون خبر میدیم

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
آره منم دوست دارم
تاريخ: جمعه 3 مهر1388 ساعت :1:38 بعد از ظهر

آره منم دوست دارم  آره منم دوست دارم آره منم دوست دارم
یکی بود یکی نبود تا شروع شد غصه مون میدونستم که تکی مثل ماه آسمون میدونستم تو عزیزم قدر عشقو میدونی میدونستم تو همون که همیشه میمونی
آره منم دوست دارم محال تنهات بزارم تو وصله جون منی منم فقط تورو دارم
غیر دوست داشتن تو دیگه چیزی ندارم همه عمرم تویی و بی تو من کم میارم
ماه من واسه من از تو بهتر کسی نیست بیا تو کتاب عشق فصلی تازه بنویس بگو منم دوست دارم محال تنهانت بزارم تو وصله جونمی منم فقط تورو دارم
تک تک ثانیه هام با تو رویائی میشه تو سکوت لحظه هام ببین چه غوغایی میشه روی چشمام جاداری اگه منت بزاری من و از خودت بدونی و بگی دوسم داری
آره منم دوست دارم محال تنهات بزارم تو وصلی جونمی منم فقط تورو دارم

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
امیرم مبارکت باشه عزیز شیرین
تاريخ: سه شنبه 24 شهریور1388 ساعت :2:56 بعد از ظهر

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

سلام سلام سلام امروز یه روز خوبه و به یاد موندنیه تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امروز مهمونیه و همه دوستان به وب ما دعوتید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

آخه امروز امیرم فارغ التحصیل شده تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

عشقم مهندس شده اونم چه رشته ای ! عمران تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

وای امیرم بهت افتخار میکنم عزیز دلمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چقدر خوشحالم که کنارتم و مهندس شدنت واست جشن میگیرمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

فردا امیرم کوله بار شو جمع میکنه و میاد خونشون و دیگه از زنجان خلاص پیدا کردتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امیر خسته نباشی عزیزم ۴سال زحمت کشیدی تا مهندس شی که شدی

مبارکت باشه بهت تبریک میگم امیر زندگیمتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

راستی به منم باید تبریک بگین که همچین عشق گلی دارم

تو آپ قبلی واسه شکوه جشن گرفتیم که داره میره دانشکاه تو این آپم واسه عشقم داریم

جشن میگیریم که فارغ التحصیل شده  و حالا همه امیر گلم و میندازیم بالا و بهش میگیم:

همه باهم ایوا ایول داش امیر و ایول تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
شکوه جونم خسته نباشی مهربونم
تاريخ: شنبه 21 شهریور1388 ساعت :9:10 بعد از ظهر

شکوه جونم دانشگاه قبول شد اونم چه دانشگاهی! سراسری  دانشگاه قزوین رشته عمران

عزیزم خسته نباشی جیگر مهربونم 

واقعا" خسته نباشی آخه می دونم که چقدر زحمت کشیدی  

و چه شبهایی تا دیر وقت بیدار بودی و صبحا هم زود بلند میشدی و درس میخوندی و

هیچ جا نمیرفتی و فقط میموندی خونه درس  میخوندی   تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com     

خلاصه که خیلی مبارکت باشه عزیزم

اینم بدون که تو باعثه افتخاره من و امیری... و هرکسی نمیتونه همچین دانشگاهی قبول شه

حالا همه شکوه رو میندازیم هوا و میگیم ایول و ایول شکوه جونو ایول تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
شیرینم دلم واست تنگ شده
تاريخ: چهارشنبه 11 شهریور1388 ساعت :11:19 قبل از ظهر
نمیدونم چرا اینقدر دلم واسه شیرینم تنگ شده.با اینکه همیشه و هر شب  

با هم حرف میزنیم ولی خیلی دلم واسش تنگه.شیرینم اگه هر لحظه و هر

روز ببینمت بازم کمه.اخه با دیدنت انگار همه قشنگیهای دنیا جلو چشمامه.

اینو از ته دلم میگم.نمیدونم کسی هست به اندازه من عشقشو دوست

داشته باشه؟فکر نمیکنم.من اینقدر شیرینمو دوست دارم که حتی یه لحظه

هم بدون شیرینم نمیتونم.شیرینم خیلی دلم واست تنگه.اینم یادت نره که

مثلت پیدااااااااااااااااااااااااا نمیشه.

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
یه خاطره بد
تاريخ: پنجشنبه 5 شهریور1388 ساعت :3:47 بعد از ظهر
سلامیه خبر بد یه خاطره ی بد

گوشی مو دزدیدن گوشی که چند ماه راجبش تحقیق کردم و خریدمش

مدل ساسمونگ اس ۸۰۰۳ جت وقتی که به بازا اومد من اولین نفری بودم که خریدم

اما ۳ هفته دستم نبود که دزدینش

دیشب ساعت ۹:۳۰

دیشب تا حالا خیلی ناراحت بودم اما امیرم انقدر باهم حرف زد که الان حالم خوبه

دیگه از شهرک غرب بدم اومده چون اونجا گمش کردم

مشکلی نیس بیخیال

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
دومین سالگرد عشقمون
تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد1388 ساعت :8:44 بعد از ظهر

تمام دنیا میدونن نگاه تو سهم منه

هرجای دنیا که باشی دلم برات پر میزنه

امروز سالگرد دوستیمون  و ۲سال میگذره که ما روز به روز دوست داشتنمون بیشتر میشه

و دیونه وار عاشق همیم و افتخار میکنیم که چنین عشق پاکی داریم

و به عشقمم این روز مهم و تبریک میگم

خدارو شکر میکنم که همچین روزی و قسمت من کرد تا با عشقم آشنا بشم

ایشالله ۱۰۰ سال باهات باشم و کنارت احساس خوشبختی و آرامش کنم آخه تو عمر منی

ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین

آسمانی میشوم وقت نگاهت میکنم

دومین سالگرد عشقمون مبارک

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
اجازه هست؟
تاريخ: شنبه 17 مرداد1388 ساعت :8:5 بعد از ظهر

اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟             

                    رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

                             اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟

                                                               پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟

                   اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟

                             روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟

اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟

                دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟

                              اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟

تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟

               اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟

                             بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟

 اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟

                چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره

                            اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟

 پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟

                   اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟

                              هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟

 اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟

           هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟

                       اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم

 با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم

          اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟

                 من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن

           اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو

                  خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
ما تا ابد عاشقیم نمیتونی ببینی؟!
تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد1388 ساعت :9:35 بعد از ظهر
سلام به همه دشمنان,عشق ما

می خواستیم از تمام کسایی که میخوان با نظراشون باعث اختلاف بین من و عشقم بشن

تشکر و کنیم و بهشون بگیم که شما با این کارتون نشون میدین که عشق ما چقدر بزرگه و

برای داشتن چنین عشقی چقدر حسودی میکنین و تاحالا ندیدن که هنوز فرد عاشق وجود داره

وقتی که ما این نظرارو میخونیم دوتایی مون کلی میخندیم و بهم میگیم که ببین دارن میترکن

ببین چشم ندارن عشقمون و ببینن و همین نظرشون باعث میشه ما به خودمون امید وارم بشیم

که مثل  عشق مارو کسی نداره تازه ما انقدر به خودمون مطمئنیم که این حرفا دورمون نمیاد و

فقط باعث تمسخر و خندمون میشه .میخوام خیالتونو راحت کنیم که ,

ما تا ابد عاشقیم و کنار همیم و عشقمون محکم و با این حرفا ذره ای از عشق ما کم نمیکنه

بلکه بیشترم میکنه.

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
30 تیر
تاريخ: سه شنبه 30 تیر1388 ساعت :11:25 بعد از ظهر
سلام سلام سلام امروز بازم عشقم و دیدم و خیلی خوشحالمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امیری جووونم دلم  واست یه ذره شده فدات شمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امیر از اعماق وجودم میگم که خیلی دوست دارم تو همه وجودمیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خب میخوام از امروز بگم که چی گذشت و چقدر بهمون خوش گذشت:

اول از همه اینکه هوا خیلی گرم بود و دم داشت و عشقمم خیلی گرمش بود تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد ما باهم خیلی بازی کردیم و توی بازی من مامانش بودم و امیرم پسریم بودتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

هی میگفت شیرین روسری تو بردار موهاتو ببینم آخه موهامو خیلی دوست دارهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

منم شیطونیم گل کرده بود که وقتی موهامو باز میکردم دوست داشت محکم بقلم کنه و موهامو بو کنه

منم نمیزاشتم واسه همین پامیشدم می دویدیم امیرمم نشسته بود نگاه میکرد هی میگفت ملوسی

بیا پیشم اگه بلند شم دستم بهت برسه دیگه...(خودت میدونیاااا)تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

منم گفتم باشه نمیتونی منو بگیری و بالاخره پاشد و دوید دنیالم و من و گرفتتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

منم آبنبات چوبی تو دهنم بود آخه میدونه دوست دارم هر سری که میاد پیشم واسم میخرهتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

البته لازم به ذکر که خودشم مال منو میخوره ها بعدمی خواست دستش و بیاره روی لبم که بقل لبم

زخمی شد هی میدیدش عذاب وجدان میگرفت خش کوچیک افتاده بود اما عذاب وجدان داشت

بعد که نشستیم دوباره من پاشدم و فرار کردم از دستش  در رفتم گفت شیرین اگر این

بار بگیرمت کار دستت میدمااا با زبون خوش بیا خانومی!منم گفتم این بار منو نمیتونی بگیری

پاشد و اومد دنبالم که پرید روم و هر دوتا مون مثل یه کدو خوردیم زمینتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 ای جونم شلوارش چقدر کثیف  شده بود اما من هیچیم نشده بود بعد رفتیم شلوارش

 و شستم و نازش کردم حالا من عذاب وجدان گرفته بودم خلاصه کلی خندیدیم

خدارو شکر که کسی اونجا نبود ببینه وگرنه تابلو میشدیم

یه بازی دیگمونم کتک کاری بود هی من میزدم میخندیدیم هی امیر میزد میخندیدیمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بعد نشستیم تا امیرم خشک شه من از توی کیفم سوهان و در اوردم و

 ناخوناشو سوهان میکشیدیمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comچقدر خوشش اومده بود میگفت دیگه من ناخونامو نمیگیرم

تا تو برام سوهان بکشی میگفت مامانی من زن میخوام منم میگفتم پسری تو هنوز بچه ای عزیزم

 می گفت نه من زن میخوام دیگه میای بریم خواستگاریش گفتم نه پسرم هروقت بزرگ شدی میریم

میگفت اتفاقا" دختری که من خوشم میاد خیلی شبیه شماست اصلا" مامانی فکر کنم خودتی هان؟

خلاصه خیلی بوسش کردم آخه میدونه خیلی دوسش دارم اونم دیگه لپ مو کند از بس بوس کرد

و کشید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بعد موقع رفتن شد و دستامونو سفت بهم دادیم و دلمون نمیخواست ول کنیم که بالاخره ول کردیم و

رفت و حواسش نبود که دارم نگاش میکنم تا آخر نگاش کردم تا دیگه معلوم نبود

خیلی دلم گرفته شد میخواستم داد بزنم که نرو برگرد یه لحظه دیگه ببینمت که زنگ زدم بهش گفتم

امیر دلم داره دق میکنه گفت الان برمیگردم باشه؟گفتم آخه سختته گفتم اومدم و قطع کرد

و فقط داشتم نگاش میکردم و بهش میگفنم دوست دارم تا دیگه من رفتم و اونم رفت

الانم دلم واسش یه ذره شده نمیدونم چیکار کنم هر بار که میبینمش ۱۰۰۰برابر بیشتر عاشقش میشم

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
تحمل کردن
تاريخ: دوشنبه 22 تیر1388 ساعت :12:59 بعد از ظهر

تحمل کردن زیباست اگر قرار باشد روزی به تو برسم

انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تورا ببینم

زندگی شیرین است اگر قرار باشد دوباره مزه دستان تورا بچشم

مشکلات حل می شود اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود اگر قرار باشد تورا یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک اگر ببینم خیال رفتن داری

اما بدان دوستت دارم پشت این همه فاصله پشته این همه حرف

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
یادت گرامی...
تاريخ: پنجشنبه 18 تیر1388 ساعت :10:15 بعد از ظهر
دیگه  زندگیم داره ته میکشه از دلم پیادده شو آخرشه

نه بمون شاید بازم جون بگیرم

نه برو میخوام که راحت بمیرم

 نه بشین که سر رو شونت بزارم

 نه پاشو که دوست ندارم

نه نه نه بیا بیا و دستامو بگیر عشق من

 بیا تو هم با من بمیر

این شعر و تقدیم میکینم به نداو زهراو..عزیزم

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
روز پدر مبارک
تاريخ: یکشنبه 14 تیر1388 ساعت :10:36 بعد از ظهر

آری نوشتن از پدر واژهایي كه شايد در كلام کوچک است اما در معنا دريايي عظيم قطره اي از بحر دل اوست. پدر مي آيد با گام هاي محكم، تا استحكام را به ياد در و ديوار و ساكنان خانه بياندازد وقتي اولين نگاهمان را بر زندگي گشوديم سنگيني چرخ را بر دوش او گذاشتيم و او پدر شد امروز و هر روز روز پدر است. چرا كه او هر روز پدر است. اميد و اعتبارمان به اعتبار اوست...

* بابایی جیوی و بابا محمود روزتون مبارک*

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
13 تیر
تاريخ: شنبه 13 تیر1388 ساعت :7:42 بعد از ظهر
سلام عزیزم سلام امیرم سلام عشقم خسته نباشی مهربونم 

امروز عزیز دلم و دیدم وای چقدر خوش گذشت ای جونم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

قربونت برم من هنوز ۱ساعتم نشده  که رفتی اما من دلم واست خیلی تنگ شده

چی میشد همیشه کنارم بودی هان؟

 امیرم با هر بار دیدنت عاشق تر میشم و دلم بیشتر میخوادت

عزیزم خیلی خیلی آقایی خیلی دوست دارم مواظب خودت باش

همیشه همیشه توی قلبمی و خیلی دوست دارم

 امیرم این شعر و تقدیم میکنم به تو عزیز زندگیمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

همه می دانند که من و تو
از آن روزنه سرد و عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می ترسند
همه می ترسند اما من و تو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
امیر تو بهترینی عشقم
تاريخ: چهارشنبه 10 تیر1388 ساعت :1:33 بعد از ظهر
سلام امیر مهربون و خوبم تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

وای امیر آخه تو چقدر خوبی پسر؟ امروز هم که بهت گفتم نرو خونه(...) توهم نرفتی

فدات بشم چقدر خوشحالم کردی میدونی الان چقدر خوشحالم و خیالم راحته؟ تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

امیر بخدا دست خودم نیست انقدر که بهت وابسته شدم نیمتونم ببینم کسی...

امیرم من و ببخش که راحت بهت میگم نه دوست ندارم بری

 آخه واقعا" عصابم خورد میشد اگه میرفتیتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بهت میگم یه دونه ای بخاطر این کاراته فمیدی؟

 امیر خیلی ازت ممنونم که به حرفم گوش دادی

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتو بهترینی تو گل ترینی تو ماه ترینیتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
مرا عمری به دنبالت كشاندی
تاريخ: پنجشنبه 4 تیر1388 ساعت :1:28 بعد از ظهر

مرا  عمری   به  دنبالت  كشاندی

سرانجامم   به خاكستر نشاندی

ربودی  دفتر دل  را  و  افسوس

كه سطری  هم   از این   دفتر نخواندی

گرفتم   عاقبت  دل   بر  منت  سوخت

پس  از   مرگم  سرشكی  هم  فشاندی

گذشت   از  من  ولی آخر   نگفتی

كه  بعد  از من  به  امید  كه  ماندی

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
مواردی از خوبی های عشقم
تاريخ: سه شنبه 19 خرداد1388 ساعت :2:31 بعد از ظهر

سلام به همه ی دوستای خوبم و علی الخصوص امیر زندگیم

میخوام به چند نکته از خوبی و مهربونیای امیرم اشاره کنم

و شما شاهد باشید که چقدر این پسر ماه و گله

1.محاله توی زندگیش به کسی نه بگه(البته توی کارای خوب)

2.هیچ وقت دل کسی و نمیشکونه اصلا" آزاری به کسی نمیرسونه که بخواد دل بشکونه

3.یه روز بود ما میخواستیم همو ببینیم و من بنا به علتی نتونستم برم و امیر از کرج پاشد اومد

تهران اما من بهش گفتم که این موضوع پیش اومده و برگرد و اونم اصلا" خم به ابرو نیاورد و

برگشت هی منتظر بود ناراحت بشه یا عصبانی شه اما در کمال خونسردی گفت مشکلی

نیست خب پیش میاد تازه به منم دلگرمی میداد

4.ما بیشتر شبا باهم حرف میزنیم  یه شب زمستونی  بود که تلفن خونشون قطع بودو موبایلشم

شارژنداشت و من بهش گفته بودم که امشب میتونی بزنگی؟ بخاطر اینکه نه نگه رفت کارت

تلفن خرید رفت ار تلفن عمومی زنگید خیلی سردش بود اما نمیگفت سردمه که من نگران نشم

5.اگه کسی بخواد به من چیزی بگه یا بی احترامی کنه اون طرف و...

( هرکی که میخواد باشه) و خیلی روی من تعصب داره.

6.واقعا" دوسم داره و فقط حرف نمیزنه که دوست دارم عملم میکنه

7.خیلی مهربونه همهی خانوادشونم میدونن که امیر خیلی مهربونه و روش قسم میخورن

8.وقتی که من از یه موضوعی ناراحتم تنها کسیه که بهم دلگرمی میده و ارومم میکنه   

9.وقتی میره بیرون همش دنباله اینه که واسه من یه چیزی بخره و خوشحال کنه

10. اگه به کسی قول بده حتما" سر قولش هست  و زیرش نمیزنه


این 10مورد بخش  کوچیکی از شخصیت امیرم بود که گفتم و فقط من بهشون اشاره کردم اگه

بخوام بازش کنم که یه رمان میشه...و منم حق دارم که عاشقه همچین گلی باشم.

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
عاشق کوچولو
تاريخ: یکشنبه 10 خرداد1388 ساعت :1:33 بعد از ظهر

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
من درس بخون نیستم
تاريخ: چهارشنبه 6 خرداد1388 ساعت :4:55 بعد از ظهر
سلام به همه دوستای خوبمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comمخصوصا" امیر زندگیم تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خب می خواستم واستون طرز درس خوندن من وامیرم و بگم البته امیر دیگه درسش تموم شده

 اما من هنوز دارم درس می خونم .تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com (متاسفانه)تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

خلاصه توی دانشگاه بودم که دیدم دوستام دارن راجب اینکه چقدر درس میخونن و تا صبح

بیدارن و قهوه میخورن تا خوابمشون نبرهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com صحبت میکردن و من فقط داشتم نگاشون میکردم

خلاصه اومدم خونه و به امیرم گفتم که اینجوری شده و من تصمیم گرفتم که درس بخونمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امیرم باورش نمیشد میگفت نه؟؟؟! نا پرهیزی میخوای کنی؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

میگفت منم مثل تو بودم اما چند روز بعد عذاب وجدانت یادت میره تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

قابل توجه باشه که پسری منم درس خوندش مثل من بود فقط شب امتحان درس میخوندن و

تا صبح بیدار میموندن تا درس بخونن اما من تاحالا تو عمرم از ساعت ۱نصف شب به بعد بیدار نبودم.

امیرمم الان خوابه و نیم ساعت دیگه باید بلندش کنم و بعضی اوقات دلم میخواد کرم ریزی کنم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

مثل همین الان دلم میخواد بیدارش کنم اما دلم نمیادتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شکوه میگه امیر در هیچ شرایطی عصبانی نمیشه مگر اینکه یکی از خواب بیدارش کنه اما من این

امتحان و کردم و دیدم اصلا" ناراحت نمیشه و خیلی هم...(بماند)تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

به شکوه گفتم که امیر که ناراحت نمیشه؟ گفت تو فرق داری آخه تو شیرینشی تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

وای امیر چقدر دوست دارم من پسر؟ همین کارارو کردی که دیگه نمیتونم درس بخونم دیگه!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

خلاصه الانم اگه خدا بخواد میخوام درس بخونم(اگه خدا بخواد)تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اما من خودم و میشناسم تا میخوام بیام درس بخونم قاطی میکنم و کتاب و میندازم اونور و تو دلم یه

چیزی به استاد میگم(این چه کتاب مزخرفی که تو نوشتی؟) و میرم سر یه کار دیگهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comنکته

امیرم خیلی دوست دارم هیچ وقت و یادت نره دوست دارم و بدون تو...تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

امیر تو همه کسه منی میفهمی؟من به جز تو کسی و ندارم فمیدی؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بخاطر منم که شده مواظب خودت باش عاشقتم تا آخر عمرم...تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |
قلب
تاريخ: دوشنبه 4 خرداد1388 ساعت :12:27 بعد از ظهر

 پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي

اولين نفري هستمکه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.

دختر لبخندي زد و گفت ممنونم.

تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد.

حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..

از پسر خبري نبود...

دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم

تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني..

ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي...

شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم..

آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد...

چشمانش را باز کرد..دکتر بالاي سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟

دکتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت

کنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد

 بازش کرد و درون آن چنين نوشته شده بود: 

سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.

عاشقتم تا بينهايت

دختر نميتوانست باور کند..اون اين کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد.
و به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم..

نوشته شده توسط امیر و شیرین | موضوع: | + |